دلم گرفته آسمون نمی تونم گریه کنم
شکنجه میشم از خودم نمی تونم شکوه کنم
انگاری کوه غصه ها رو سینه من اومده
اخ ! ! داره باورم میشه خنده به ما نیومده
دلم گرفته آسمون از خودتم خسته ترم
تو روزگا ر بی کسی یه عمر که در به درم
حتی صدای نفسم میگه که توی قفسم
من واسه اتیش زدن یه کوره راه شب بسم
دلم گرفته اسمون یه کم منو حوصله کن
نگو که از این روزگار یه خرده کمتر گله کن
منو به بازی میگیره عقربه های ساعتم
برگه تقویم می کنه لحظه به لحظه لعنتم
آهای زمین ! !! یه لحظه تو نفس نزن
نچرخ تا آروم بگیره یه آدم شکسته تن!!
:: بازدید از این مطلب : 393
|
امتیاز مطلب : 298
|
تعداد امتیازدهندگان : 88
|
مجموع امتیاز : 88